دست از طلب ندارم

۲۹ مطلب در بهمن ۱۳۹۵ ثبت شده است

لاف عشق و گله از یار ، زهی لاف دروغ

عشق بازانِ چنین ، مستحق هجرانند


حضرت حافظ جان

بر هر کسی که می‌نگرم در شکایت اسـت

در حیرتم که گردش ِ گردون به کام کیست؟


طایر شیرازی

بیتی که یاد و نام تو در آن نوشته شد

یک بیت ساده نیست ، که بیت‌المقدس است


علی فلاح

از خدا پوشیده نبود، از تو هم پنهان مباد

کآنکه می‌جستم تو بودی، وآنکه می‌خواهم تویی

چون طفل که از خوردن داروست پریشان

با دوسـت پریشانم و بی‌دوسـت پریشان

علیرضا بدیع

خبرت خراب تر کرد جراحت جدایی

چو خیال آب روشن ، که به تشنگان نمایی


سلِ المصانعَ رکباً تهیمُ فی الفلواتِ

تو قدر آب چه دانی که در میان فراتی؟


تو در میان فراتی ندانی این معنی

به راه بادیه داند قدر آب زلال


ﺗﻮ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺩﺭﺩ ﻧﺒﺎﺷﺪ ﺯ ﺩﺭﺩ ﻣﺎ ﭼﻪ ﺗﻔﺎﻭﺕ

ﺗﻮ ﺣﺎﻝ ﺗﺸﻨﻪ ﻧﺪﺍﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﺮ ﮐﻨﺎﺭﻩ ﺟﻮﯾﯽ



هر چهار از

شیخ اجل سعدی شیرازی

ﯾﮏ ﻧﻔﺲ ﺑﺎ ﻣﺎ ﻧﺸﺴﺘﯽ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﻮﯼ ﮔﻞ ﮔﺮﻓﺖ

ﺧﺎﻧﻪ ﺍﺕ ﺁﺑﺎﺩ ﮐﯿﻦ ﻭﯾﺮﺍﻧﻪ ﺑﻮﯼ ﮔﻞ ﮔﺮﻓﺖ


بگشای لب که قند فراوانم آرزوست

آن گفتنت که بیش مرنجانم آرزوست

آورارگی و کوه و بیابانم آرزوست

رقصی چنان میانه میدانم آرزوست


حضرت مولانا جلال الدین بلخی

چمدونش را بسته بودیم،با خانه سالمندان هم هماهنگ شده بود

کلا یک ساک داشت ،کمی نون روغنی، آبنات، کشمش ،چیزهایی شیرین، برای شروع آشنایی …

گفت: "مادر جون، من که چیز زیادی نمیخورم یک گوشه هم که نشستم نمیشه بمونم، دلم واسه نوه هام تنگ میشه!”

ما دو مغرور دو خودخواه دو بد تقدیریم 

عاشقى کردن ما شرح عدم در عدم است


سید تقی سیدی